close
چت روم
داستان عاشق خجالتی google

    • به روزترین سایت موزیک ایرانی
  • موضوعات
    خبرنامه
      براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    مطالب تصادفی
    ♥عشق یعنی انتظار♥
    خوش آمدید
    با سلام خدمت کاربران عزیز اگر نتونستید آهنگی رو دانلود کنید در این قسمت(قسمت نظرات) به ما اطلاع بدین تا مشکل لینک آهنگ را برطرف کنیم فقط کافیه اسم آهنگ و بگید...
    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    كاربران محترم  درصورت دانلود نشدن آهنگ
    ابتدا باید روی ( دانلود آهنگ ) کلیک
    راست کنید و گزینه save link as را بزنید
    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    ازتبادل بنر و لینک رایگان هم معذوریم

    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    http://s5.picofile.com/file/8109735276/53.gifبا تشکر مدیر سایتhttp://s5.picofile.com/file/8109735276/53.gif

    آخرین ارسال های انجمن
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    1 1479 haddad
    1 702 khanevadehh
    0 471 khanevadehh
    0 653 hengame
    0 646 hengame
    0 531 hengame
    0 580 hengame
    0 859 mobina
    0 504 mobina
    0 420 mobina
    درباره : داستان های عاشقانه ,
    بازدید : 485 تاریخ : شنبه 14 ارديبهشت 1392 زمان : 17:38

    داستان

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
    عاشق خجالتی:

    وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود

    که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .

    به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم

    که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .

    آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های عاشقانه , داستان های آموزنده ,
    بازدید : 488 تاریخ : جمعه 16 فروردين 1392 زمان : 20:8


    عاشق خجالتی:

    وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .

    بهم گفت:”متشکرم”. میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم . تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد.دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش.

    ادامه ی مطلب





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    
    اطلاعات
    • عضو شوید
    • ارسال کلمه عبور




    • آمار کاربران
    • افراد آنلاین : 8
    • اعضای آنلاین : 0
    • تعداد اعضا : 1074

    • آمار مطالب
      کل مطالب : 1416
      کل نظرات : 432

    • آمار بازدید
    • بازدید امروز : 1,242 نفر
    • باردید دیروز : 2,393 نفر
    • بازدید کلی : 3,975,194 نفر
    • ورودی امروز گوگل : 1 نفر
    • ورودی گوگل دیروز : 3 نفر

    آخرین کاربران
    پیوندهای روزانه
    ♥لوگو و تولبار سایت♥
      نصب تولبار سایت
      با نصب تولبار سایت عشق یعنی انتظار
       جدیدترین مطالب سایت را
       بالای مروگر خود به سادگی مشاهده کنید!
       نصب کنید

      http://up.enttezar.ir/up/enttezar/Pictures/564632121.gif

      سایت عشق یعنی انتظار

      درصورت مفید بودن مطالب،

      برای حمایت از عشق یعنی انتظار

      کد زیر را کپی کنید و

      در وبلاگ و یا سایت خود قرار دهید.


    ♥بهترین محصولات♥
    نظرسنجی
      نظرتون در موردسايت چيه؟





      از قالب سایت راضی هستین سرعت بالا امدنش چطوره؟




    کدهای اختصاصی
    آرشیو
    تبلیغات متنی