close
چت روم
داستان های طنزgoogle

    • به روزترین سایت موزیک ایرانی
  • موضوعات
    خبرنامه
      براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    مطالب تصادفی
    ♥عشق یعنی انتظار♥
    خوش آمدید
    با سلام خدمت کاربران عزیز اگر نتونستید آهنگی رو دانلود کنید در این قسمت(قسمت نظرات) به ما اطلاع بدین تا مشکل لینک آهنگ را برطرف کنیم فقط کافیه اسم آهنگ و بگید...
    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    كاربران محترم  درصورت دانلود نشدن آهنگ
    ابتدا باید روی ( دانلود آهنگ ) کلیک
    راست کنید و گزینه save link as را بزنید
    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    ازتبادل بنر و لینک رایگان هم معذوریم

    http://s5.picofile.com/file/8109734534/989366gjo75r8lb7.gif
    http://s5.picofile.com/file/8109735276/53.gifبا تشکر مدیر سایتhttp://s5.picofile.com/file/8109735276/53.gif

    آخرین ارسال های انجمن
    عنوانپاسخبازدیدتوسط
    1810haddad
    1351khanevadehh
    0268khanevadehh
    0427hengame
    0419hengame
    0390hengame
    0439hengame
    0409mobina
    0359mobina
    0275mobina
    درباره : داستان های کوتاه ,داستان های طنز ,
    بازدید : 378 تاریخ : سه شنبه 08 مرداد 1392 زمان : 20:12


    سه رفیق زرنگ اما بی پول(داستان طنز)

    www.enttezar.ir


    ســه تا رفیق با هم

    میرن رستوران

    ولی بدون یه قرون پول
    هر کدومشون یه جایی میشینن

    و یه دل سیر غذا میخورن

    بقیه در ادامه ی مطلب






    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های کوتاه ,داستان های طنز ,
    بازدید : 290 تاریخ : چهارشنبه 05 تير 1392 زمان : 23:29

    درباره : داستان های کوتاه ,داستان های طنز ,
    بازدید : 301 تاریخ : یکشنبه 02 تير 1392 زمان : 22:24

    www.enttezar.irwww.enttezar.irپریسا دنیای شکلک ها www.sheklakveblag.blogfa.com/

    پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»،

    بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید:

    «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده،

    از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»،







    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های کوتاه ,داستان های طنز ,
    بازدید : 229 تاریخ : سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 زمان : 19:50

    نامه مامان غضنفر:

    گضنفر جان سلام !ما اینجا حالمان خوب است . امیدوارم تو هم انجا حالت خوب باشد .

    این نامه را من می گویم و جعفر خان کفاش برایت مینویسد .بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

    وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم.پدرت توی صفحه حوادث خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق می افته.ما هم 10 کیلو متر اینور تر اسباب کشی کردیم.اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد .آدرس جدید هم نداریم .خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست .پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان. 


     





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های طنز ,
    بازدید : 221 تاریخ : سه شنبه 01 فروردين 1391 زمان : 15:39

    یه آهو بود که خیلی خوشگل بود.

    روزی یک پری به سراغش اومد و بهش گفت:

    آهــو جون!… دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

    آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.

    ……………………..

    برای خواندن بقیه ی این داستان جالب و خواندنی روی ادامه مطلب کلیک کنید.





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های طنز ,
    بازدید : 253 تاریخ : سه شنبه 01 فروردين 1391 زمان : 15:38

    رستوران 5 ستاره

    چرا نباید به یک رستوران ۵ ستاره رفت؟

    گارسون: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟

    مشتری: لطفا یک چای

    گارسون: چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟

    مشتری: سیلان لطفا

    …………

    برای خواندن تمامی متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    درباره : داستان های طنز ,
    بازدید : 579 تاریخ : سه شنبه 01 فروردين 1391 زمان : 15:37

    پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دکتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی….

    پزشک جراح در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :”متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه.”

    “این عمل، کاملا در مرحله أزمایش، ریسکی و خطرناکه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره، بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین.”

    اعضاء خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردند، بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :”خب، قیمت یه مغز چنده؟”

    دکتر بلافاصله جواب داد :”۵۰۰۰$ برای مغز یک زن و ۲۰۰$ برای مغز یک مرد.”

    موقعیت ناجوری بود، خانمهای داخل اتاق سعی می کردند نخندند و نگاهشون با آقایان داخل اتاق تلاقی نکنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدند !

    بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که : “چرا مغز خانمها گرونتره؟”

    دکتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که : “این قیمت استاندارد مغزه!”

    “ولی مغز آقایان چون استفاده میشه، خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر!”





    نویسنده : ★★Entezar★★ نظر بدهید ()


    
    اطلاعات
    • عضو شوید
    • ارسال کلمه عبور




    • آمار کاربران
    • افراد آنلاین : 3
    • اعضای آنلاین : 0
    • تعداد اعضا : 1072

    • آمار مطالب
      کل مطالب : 1416
      کل نظرات : 432

    • آمار بازدید
    • بازدید امروز : 774 نفر
    • باردید دیروز : 1,963 نفر
    • بازدید کلی : 3,739,571 نفر
    • ورودی امروز گوگل : 3 نفر
    • ورودی گوگل دیروز : 16 نفر

    آخرین کاربران
    پیوندهای روزانه
    ♥لوگو و تولبار سایت♥
      نصب تولبار سایت
      با نصب تولبار سایت عشق یعنی انتظار
       جدیدترین مطالب سایت را
       بالای مروگر خود به سادگی مشاهده کنید!
       نصب کنید

      http://up.enttezar.ir/up/enttezar/Pictures/564632121.gif

      سایت عشق یعنی انتظار

      درصورت مفید بودن مطالب،

      برای حمایت از عشق یعنی انتظار

      کد زیر را کپی کنید و

      در وبلاگ و یا سایت خود قرار دهید.


    ♥بهترین محصولات♥
    نظرسنجی
      نظرتون در موردسايت چيه؟





      از قالب سایت راضی هستین سرعت بالا امدنش چطوره؟




    کدهای اختصاصی
    آرشیو
    تبلیغات متنی